گمان مبر که همیشه صبور و خونـسردم

همیشه سخت و مقاوم شبیه یک مردم

 

من از تفــاهم پائیز و مـرگ مـی آیم

وَ سردم است وَ سردم وَ سَ سَ سَ سردم

 

گمان مبر که همیشه، بتم ... نه ابراهیم

قسم به ذات تـبـر پیش تو کم آوردم

 

به بـرکه بـرکه چشمت قسم شبی آخر

درون آبـی این چـشـمه غرق می گردم

 

فقط برای من اینجا صـدای تو خوبست

و قرص صورت ماهت مسکن دردم

 

قسم و اَشهدُ اَن لا اِلــه اِلا ... تــو

قسم و اَشهدُ ... دلرا به نام تو کردم

 

بـه زیر چـهره سردم گدازه عشقست

اگر چه باز به ظاهر صبور و خونسردم

 

 

"پوریا سوری"  از وبلاگ بهترین شعرهایی که خوندم.

 

/ 3 نظر / 17 بازدید
شرمین

سلام عزیزم. متنهای خیلی قشنگی می نویسی. خیلی دوسشون دارم. موفق باشی. وقت کردی به وب من هم سر بزن

khasteh

آمدی تمام مرا گرفتی و با من رفتی... حالا مدتهاست مردم جنازه ای را می بینند که با شناسنامه من راه می رود!!