مادر...

شبم با تو، بی ستاره هم روشن است

و خورشیدم فنا شده

کوچه عطر تو را دارد، یاس خوشبوی خانه ام

تورا با کدام غزل یا قصیده به گوش عالم برسانم؟

همه میدانند

ماه زیباست

یاس خوشبوست

و ستاره...

تنها در نگاه تو، زندگی ام معنا میگیرد

تنها در یک واژه ،عشقم خلاصه میشود _مادر_

با میلادم چیزی برایت نیاوردم،اما تو

انگار همان سوار نیمه شبم بودی

آن خورشید که سوخت و ساخت این _آدم برفی _ را

خواستم برای دلتنگی ات بگریم

اما حیف!

بغضم از اشک لبریز نمیشد

خواستم زیر پاهایت بشکنم

اما فهمیدم تو، جز بهشت جای دیگری قدم نمیگذاری

 

فریناز مختاریـــــــ

/ 3 نظر / 23 بازدید
میلاد

سلام وبلاگم رو بهتون معرفی میکنم. خوشحال میشم در خصوص پست "تصور زندگی تو ژاپن" که الان آپ کردم، کامنت بگذارید و با توجه به لذتی که از پست بردین از سیستم پسندیدن نیز استفاده کنید. باشد که اندکی ژاپنی یاد بگیریم.[لبخند] ببخشید که کامنتم مرتبط با پستی که گذاشتین نبود.ان شاالله اگه تمایل داشتین تو دیدارهای بعدی کامنت مرتبط میذارم. وبلاگم رو پسند کردین همیشه سر بزنید. دوست داشتین لینک کنین. همینجا از حضور گرمتون تشکر میکنم. ممنون.

رویا

نمیدونم کی هستی اما وقتی چن خطی از مطالبت خوندم حس کردم چقدر دوستدار موفقیتت هستم. موفقیت نصیبت