دیر از راه رسیدی...

 

شبی که تو را گم کردم هنوز پاییز بود.

هنوز آسمان پشت پنجره دل دل می زد و مردد بود ببارد یا نه!

دیر از راه رسیدی...

دقیقا وقتی که شب از نیمه گذشته بود و من از گذشته ام.

و تمام ساعت شنی ام را بخشیده بودم به کویر...

دیر از راه رسیدی با این حال، من تمام خودم را پشت سر گذاشتم تا دقیقاً در همین لحظه هوایت را داشته باشم.

اما هوای خاطره ات، پشتم را لرزاند.

تو هیچ وقت میان این رفت و آمد های مدامت چیزی جا نمی گذاری.

خوب دقت کن به ثانیه های از دست رفته.

به حال و هوای خودت که از سر این پاییز نمی افتد.

ما فقط چند باران با هم فاصله داریم.

پس چرا راهت را دور می کنی؟

تو که جاده رسیدن را بهتر از من می شناسی.

 

فریناز مختاری/ ویژه برنامه پاییز رادیو 7/ بابک حمیدیان

 

/ 2 نظر / 9 بازدید
گمنام

سلام.افرین به شما همه کاره هستین حالا این توضیحاتی که دادین درسته راسته یانه.هرشب شمارو نشون میده من کمو بیش این برنامه رو میبینم امشب بادقت بیشتری بخاطر شما نگاه میکنم.موفق باشی