پنهانی...

 بیشتر به رویا می مانی تا واقعیت...
مثل خیالی هستی که هر شب به سرم می زند و نمی دانم از کدام راه بیایم تا به تو برسم...
که چه روزی از سال را برای تو کنار بگذارم 
و چطور نگاهت کنم که دست تقدیر از آن بویی نبرد!
پنهانت کرده ام... در دلم... 
زیر یک خروار حرف و چند شعر ناتمام...
چند شکوفه از پیراهنم برایت کنار گذاشته ام
به همراه دسته ای از گل های محبوبت
و نمی دانم با کدام نسیم به دستانت برسانم...
تنها چیزی که از این اتفاق می دانم همین است که:
بی هیچ سلام و کلامی.... عاشقت شده ام.
لطفا حواست را پرت کن که این آخرین جمله را نخوانی...

 

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

فریناز مختاریــــــ

 

پی نوشت: .....

 

/ 2 نظر / 8 بازدید
مشتری

سلام سرکار خانم مختاری ماه ها بود فهمیده بودم آنچه که از رادیو هفت آرامم می کند نه ترانه ها و موسیقی های آن است و نه مجری ها و هنرمندانش. درست مثل رستورانهایی که ادویه ای خاص در غذایشان هست که وقتی آدم میخورد کیف می کند اما نمیداند قضیه چیست و وقتی کمی دقت میکند مثلا میفهمد از اثر فلان ادویه بوده. من هم چند وقتی بود که حواسم را جمع کرده بودم تا ادویه رادیو هفت را پیدا کنم.فهمیده بودم که این لذت من از جنس متن هاست. بخاطر همین در تیتراژ لیست نویسندگان را دنبال کردم. بر اساس ترتیب نویسندگان ابتدا هر چهار کتاب امیرعلی نبویان را خریدم و خواندم. اما نه. . .ادویه او نبود.از رضا فیاضی و احمد اطراقچی خواندم.از شرمین نادری خواندم.اینها همه بودند اما هیچ کدامشان نبودند. تا اینکه همین روزها به وبلاگ شما رسیدم و بلاخره ادویه ای که طعم رادیو هفت را برای من لذت بخش می کرد پیدا کرم. شاید باورتان نشود که تمام متنها را هول هولکی مثل گرسنه ای تازه به طعام رسیده خواندم و خواندم. حالا که رسیده ام به متن ها نمیدانم کدام حرفم را اول بگویم. اول تشکر کنم از شما بخاطر متن هایتان یا اول تشکر کنم از خدا که بنده ای آفریده که قلمش شفاست؟

همان مشتری قبلی

حالا که رسیده ام انقدر هول شده ام که حواسم نیست ظرفیت کامنتهای پرشین بلاگ 1024کاراکتر است. دارم تایپ می کنم که یهو متوجه میشوم کاراکترهای کامنت صفر شده. بهرحال اینها را نوشتم که بدانید شاید آدمی کیلومترها دورتر از شما دلخوش به جادوی همین کلمات شماست و زرنگار زندگی اش با اکسیر همین کلمات به طلایی درخشان تبدیل خواهد شد. پس عاجزانه خواهش می کنم بنویسید. چه اینجا چه رادیو هفت. شاید برای شما عجیب باشد در روزگاری که همه به دنبال گلزار و رادان و علیخانی و نیوشا ضیغمی و مهناز افشار و بقیه هستند چطور می شود آدمی دنبال نوشته های شما باشد. اما چه می شود کرد؟بعضی ها اینطور اند. بهرحال خواهش میکنم نوشتن را ادامه دهید. ضمنا بسیار خوشحال میشوم اگر در همین کامنتها یک کامنت به نشانه خواندن این حرفها بگذارید.مخصوصا کامنتها را خصوصی فرستادم که اگر مایل نبودید کسی نداند، نداند. با آرزوی سلامتی برای شما منتظر متن های شما هستم