ایرانی 62

مردم شناسی و گردشگری

نویسنده: لیونراشتیگلشنر (کارشناس ارشد مردم شناسی دانشگاه اتریش- وین)

ترجمه از زبان آلمانی: فریناز مختاری (کارشناس مدیریت )

منتشر شده در پایگاه انسان شناسی و فرهنگ

                                ****************************

گردشگری یکی از بزرگترین صنایع در حال رشد جهان است. به خصوص در 60 سال گذشته رشد چشمگیری داشته است که می توانیم از آن به عنوان یک انفجار در صنایع نام ببریم. بنابراین تعجب آور نیست که گردشگری موضوع رشته های مختلف شده است -هم به عنوان یک صنعت و هم به عنوان یک پدیده فرهنگی. به طوریکه «نش» بیان می کند: «گردشگری کمابیش یک صنعت، یک فرهنگ و یا یک نوع گذران اوقات فراغت به شمار می آید».
در این اواخر هم موضوع گردشگری در انسان شناسی مورد توجه قرار گرفته است. اگرچه ارتباط این دو هنوز هم نادیده گرفته می شود:


«هر دو  به دنبال شناسایی و درک بهتری از فرهنگ و  پویانمایی انسان اند».
«نونز دی» در کتاب چمبرز اینطور بیان می کند که علاقه برای پرداختن به گردشگری در بخش مردم شناسی بسیار کم بود؛ اما با عملکردهای علمی که از 1970 به بعد به وجود آمد، این موضوع بیشتر مد نظر قرار گرفت و انسان شناسان از آن زمان بود که به اهمیت گردشگری پی بردند.
«نونز» نخستین کسی بود که در سال 1963 اقدام به چاپ مقاله ای با عنوان «مردم شناسی گردشگری» کرد که به عنوان آغاز پژوهش های انسان-شناسی وابسته به گردشگری شناخته می شود، اما تقریبا ده سال بعد یعنی در سال 1974 انجمن مردم شناسی مکزیک کنفرانسی در زمینه مردم-شناسی و گردشگری در مکزیکوسیتی با عنوان «شرایط مختلف گردشگری با توجه به جمعیت» برگزار کرد. نتیجه فوق العاده ای که این همایش داشت این بود که بعد از گذشت ده سال از انتشار مقاله «نونز دی» پژوهشگران یافته های دیگری نیز به دست آورده بودند و در این همایش برای تکمیل گفته های «نونز» ارائه دادند.
بررسی های علمی
اگرچه گردشگری پدیده ای است که در هر منطقه ای اتفاق می افتد و قطعا در اروپا یا حتی می تواند در آمریکا نیز مشاهده شود، ولی این پدیده انسان شناسان را از تمامی کشورها به خصوص کشورهای «جهان سوم» به خود جذب کرده است.
پژوهشگران به دنبال انگیزه های اساسی گردشگران از سفر و رابطه آنها با تاثیر فرهنگی در کشورهای مقصد بودند. راهنمای گردشگری در بیشتر کشورها هنوز جا نیفتاده بود و اکثریت، جهانگردی را معادل یک بازدید مدرن می دانستند و در مقابل آن، مفهوم سفر، به عنوان یک رسم شناخته شده به نظر می آمد.
در اینجا به تئوری تشریفاتی «ترنر» و «ون ژنپ» که به گردشگری اختصاص دارد می پردازیم:
مراحل مختلف سفر را می توان اینگونه تقسیم بندی کرد: مقدمات سفر؛ محدوده زمانی خود سفر؛ زمان بازگشت؛ زمان بعد از سفر.
به علاوه مسافرتهای طولانی اغلب بین دو مرحله از زندگی انجام می-گیرند؛ مثلاً بعد از اتمام یک دوره تحصیلی (رفتن به سفر در ایام تعطیلات مدارس) یا در اوقات فراغت از یک کار.
یکی از موضوعاتی که در زمینه پژوهش های گردشگری مطرح می شود، غالبا در رابطه با «داوطلبانه بودن آن» است. برای اولین بار این مفهوم از گردشگری در مقالات دانیل بورستن مورد استفاده قرار گرفت. او یکی از اولین منتقدان گردشگری در سال 1964 بود و ادعا می کرد که گردشگران مدرن فقط در جست و جوی سرگرمی و ماجراجویی اند و صنعت گردشگری رضایت آنها را جلب می کند. در واقع گردشگران چیزی که از سفر به کشورهای مختلف به دست آورده اند را ارائه می دهند، آنها به دنبال تفاوت بین دنیای واقعی و مجازی هستند.
بحث دیگر شامل اطلاعاتی است که گردشگران به وسیله اخبار دروغین و ساختگی به دست می آورند. این نوع وقایع مانند آینه عمل می کند، اما با توجه به بالا رفتن میزان آگاهی گردشگران امروزی، عملکرد این اخبار و اطلاعات ساختگی کمی آهسته تر از گذشته شده است.
گردشگران وقتی راضی می شوند که تصاویری از آنچه راجع به کشور خارجی فکر می کردند ببینند.
ایده ای توسط جامعه شناس معروف «دین مک کانل»  آغاز شد و با نظریه «پشت صحنه و روی صحنه» اروینگ گافمن ادامه پیدا کرد. معمولا گردشگران فقط در مرحله روی صحنه حرکت می کنند و مردم محلی مجاز به حرکت در پشت صحنه اند. مکانهای مرحله روی صحنه مثل جاده های اصلی، سواحل و پیاده روها هستند.
 به هرحال گردشگران تلاش می کنند به پشت صحنه ای دست یابند که به-عنوان مکانهای خصوصی مشخص شده و به گردشگران اجازه ورود به آنها داده نمی شود. «انسان امروزی به نگاه کردن به جای دیگر محکوم شده است و از او خواسته شده تا هر آنچه را که دیده، به سادگی برای دیگران منعکس کند.»
برای از بین بردن دوگانگی بین نظریه «پشت صحنه و روی صحنه گافمن»، مک کانل شش مرحله متفاوت ارائه داده است. که در اینجا به آن «مراحل تنطیمات» گفته می شود:
1. مرحله روی صحنه گافمن
2. مرحله روی صحنه گردشگری؛ گاهی اوقات یک فضای خاص برای احتیاط به عنوان مرحله پشت صحنه، از گردشگران پوشیده می شود.
3. مرحله روی صحنه گاهی اوقات به طور کامل توسط پشت صحنه پوشش داده می شود.
4. مرحله پشت صحنه گافمن، بیشتر اوقات برای غریبه هاست (غیرخودی-ها).
5. کمی تغییر در پشت صحنه، برای مثال: حذف کردن یک سری ارتباطات و یا فرهنگ هایی که به دنبال فرد وارد می شود.
6. مرحله پشت صحنه گافمن.
گردشگران همیشه در جستجوی پشت صحنه ای هستند که از تجارب معتبر به دست آمده باشد.
در واقع حتی تفکرات نسبت به بسیاری از اتفاقاتی که در سفر رخ می-دهد به تجارب دیگران بستگی دارد. با این حال هنوز اغلب گردشگران تفاوت بین تجارب «درست» و «نادرست» را که در صنعت گردشری ارائه شده نمی دانند.
انتقاداتی هم بر نظریه مک کانل توسط افراد مختلف ارائه شده است. برای نمونه جان اوری بر این باور بود که بسیاری از گردشگران در طول سفر فقط به زندگی عادی و روزمره خود می پردازند، اما گردشگران زیادی هم به کسب تجارب خاص و غیر معمول می پردازند. همچنین از سوی برخی منتقدان این سوال مطرح شده است که «آیا این نتیجه گیری ها واقعاً می تواند صحت داشته باشد؟»
اریک کوهن معتقد است که مک کانل بیشتر از مسافران جوانِ طبقه متوسط صحبت می کند و با این حال او نباید انتظار داشته باشد که همه گردشگران به دنبال تجربیات مشابه بگردند. «مردم مختلف، تمایلات متفاوت دارند».
با وجود تمام انتقادات، نظریه مک کانل هنوز هم استفاده می شود و تمام کسانی که در زمینه گردشگری پژوهش می کنند نیز آنرا نظر می-گیرند.


*نوشته لیونراشتیگلشنر (این ترجمه، بخشی از پایان نامه اشتیگلشنر است که در صفحات 14-11 کتاب زیر منتشر شده است: مدر، الک (2009)، تجزیه و تحلیلهای مردم-شناسی، اتریش: دانشگاه وین.) ؛
ترجمه از زبان آلمانی: فریناز مختاری: (کارشناس مدیریت جهانگردی)

   + فریناز مختاری ; ٩:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱٠ شهریور ۱۳٩٢
comment نظرات ()